جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۸:۲۴
 |  ۱۸/ اردیبهشت/ ۱۳۹۶ - ۱:۵۵
  |   نظرات: بدون نظر

رسانه ها و حقوق شهروندی

دکتر حمید صبری مدرس و پژوهشگر ارتباطات و روابط عمومی، دانش آموخته دانشکده صدا و سیما قم در مقاله”رسانه ها و حقوق شهروندی”به رابطه رسانه، شهروند، حقوق شهروندی پرداخته است.

 

مقدمه:
تحولات تاریخی رسانه‌ها بیانگر وابستگی شدید تعالی تفکر، اندیشه و آگاهی انسان به ابزارهای ارتباطی است. در جامعه امروز رسانه‌ها با تولید و توزیع مناسب اطلاعات نقش عمده‌ای را در بالا بردن آگاهی‌های گوناگون و مورد نیاز بعهده می‌گیرند و جامعه را در نیل به ترقی و تعالی و پیشرفت همه جانبه یاری می‌رسانند. در این رهگذر رسانه‌ها در زمینه توسعه فرهنگی می‌توانند عامل آمیختگی توازن و پیوند دادن به باورهای اصیل اعتقادی و سنت‌های بارور جامعه باشند و باعث پویایی افکار شوند.
در دنیای امروز سیاست، حکومت و جوامع بینش از گذشته به شکل شگفت‌آوری با رسانه‌ها عجین شده‌اند. در مقاله حاضر سعی و تلاش شده نقش و تأثیر رسانه‌ها را و فناوری‌های نوین ارتباطی را در بین در تحکیم حقوق شهروندی بررسی نماید چرا که ما معتقدیم رسانه‌ها از مهمترین مجراهای تعمیق و تحکیم و تبیین حقوق شهروندی در ایران سرافراز خاصه در این خطه از کشور اسلامی‌مان یعنی استان آذربایجان شرقی می‌تواند باشد.

 

چکیده:
در یک جامعه با فرهنگ و رو به رشد عناصر و مؤلفه‌های گوناگون در حوزه‌های مختلف تلاش می‌کنند تا نقش و جایگاه مناسب و در خور خود را بدست آورده و در نهادینه سازی و بهره‌مندی از آن تمام تلاش و کوشش خود را بکار می‌برند و در نظام فرهنگ عمومی حقوق شهروندی یکی از حوزه‌های وسیع جامعه می‌باشد. عوامل مختلفی در توسعه تبیین و تحکیم آن نقش ایفا می‌کنند. و رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی بعنوان ابزارهایی است که می‌تواند در تعمیق و ترویج هر موضوعی که از جایگاه خطیری برخوردار می‌باشد نقش ایفا نمائید. موضوع شهروند حقوق شهروندی که از سوابق طولانی در جوامع مختلف برخوردار بوده در رویکردهای نظری متفاوتی را به خود اختصاص داده است لکن این موضوع در ادبیات کشور ما سابقه صریح و مدونی ندارد. گستردگی این مسأله باعث شده تا این موضوع از زوایای مختلف مورد کاوش قرار گیرد و با توجه به کارکرد رسانه‌ها نقش آن در تبیین و تحکیم حقوق شهروندی بسیار کلیدی است.
واژه‌های کلیدی:رسانه، شهروند، حقوق شهروندی

 

 

 

 

حقوق شهروندی از جمله مفاهیمی است که ترجمان حقوق و آزادی‌های اساسی و عمومی آحاد ملت است. شهروند مداری که به رسمیت شناختن حقوق فردی و شرافت افراد و تأیید فرد در بستر جامعه است، نشانگر وابستگی فرد و جامعه به یکدیگر است.

 

از سویی دیگر ارتباطات به عنوان رکن اساسی زندگی اجتماعی بشر همواره مطرح بوده و در طول تاریخ بشر ارتباطات به شکل‌های مختلف زمینه‌ی رفاه و پیشرفت بشر را فراهم کرده است. در جهان امروز نیز با توسعه و گسترش ارتباطات، به خصوص ارتباطات الکترونیکی و کامپیوتری، نقش این عامل در افزایش رفاه، ترقی و پیشرفت جامعه‌ی بشری صد چندان شده و به عنوان یک نقش محوری برای رسیدن به توسعه مطرحاست. در عین حال به عقیده‌ی اکثر صاحبنظران ارتباطات، ارتباطات انسانی به عنوان زیربنای این علم، از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. به عبارت دیگر، پیش شرط توسعه‌ی ارتباطات در ابعاد گوناگون، توجه کافی به ارتباطات صحیح انسانی، میان فردی و گروهی است.

 

در این راستا، ارتباطات انسانی در یکسان‌تر شدن آگاهی‌های عمومی و ملی، یکپارچه و بسیج گروه‌ها و مجموعه‌های انسانی در راستای رسیدن به توسعه‌ی اجتماعی و ملی نقش قابل توجهی است.
از رویکردی دیگر، نگرش ساختاری به ارتباطات و توسعه، ارتباطات را زیرساخت و پیش شرط رشد و توسعه می‌داند و ارتباطات می‌تواند آگاهی بخش باشد و به سازماندهی و بسیج توده‌ها برای دگرگونی اجتماعی که به توسعه‌ی اجتماعی می‌انجامد، کمک کند. ارتباطات بخش اساسی و فراگیر از نظام حیات بخش جامعه است و نحوه کاربرد مؤثر ارتباطات در شتاب بخشیدن به توسعه و کاهش دشواری‌های آن نیز از محورهای اساسی به شمار می‌رود.

 

با توجه به پیشرفت جامعه در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی به یقین آگاه سازی شهروندان از حقوق و وظایف خود در محدوده‌ی فرهنگ و زندگی شهری از قدم‌های اصلی و مؤثر است و مسؤلان فرهنگی و اصحاب رسانه باید با به وجود آوردن زمینه‌ی آگاهی شهروندان از حقوق و تکالیف خویش در عرصه‌های اجتماعی اقدامی شایسته در جهت نهادینه شدن حقوق شهروندی انجام دهند. جریان ‌آگاه سازی جامعه می‌تواند در بسترهای مختلفی مانند ارتباطات و مطبوعات قوام یابد. بنابراین نقش ارتباطات و مطبوعات در تحکیم حقوق شهروندی امری انکارناپذیر است.
در این مقاله از یک سو به بررسی ماهیت ارتباطات و انواع آن و مطالعه‌ی کارکردها و ویژگی‌های رسانه‌ها به عنوان ابزاری جهت ارتباطات جمعی و موثر بر افکار عمومی خواهیم پرداخت و از سوی دیگر ضمن بررسی حقوق شهروندی، نحوه‌ی ارتباط و تأثیر این دو را از یکدیگر مورد بحث قرار خواهیم داد.

 

رسانه‌ها و جامعه پذیری
رسانه‌ها با انتقال اطلاعات ارزشها و هنجارها از نسلی به نسل دیگر کارکرد انتقالی خود را نشان می‌دهند بدین وسیله رسانه‌ها به یگانگی و انسجام اجتماعی و گسترش آن کمک می‌کند و اساس تجربیات مشترک را توسعه می‌دهند. و مقدمات جامعه‌پذیری را مهیا می‌نماید.

 

جامعه پذیری فرایندی است که شماری از معجزات کوچک در آن رخ می‌دهد. رفتار صرف مبدل به شیوه برخورد خوب و بد می‌گردد و فرد به منزله یک واحد ارگانیک به صورت یک شخص، شخصی آگاه از وجود خویش در می‌آید و قادر به کنترل برخوردهایش می‌شود چون اساساً رسانه‌ها هم ابزار نشر فرهنگ عمومی هستند و هم عامل جهت دهنده اندیشه و احساس نخبگان جامعه و عم عامل کم کردن شکاف میان دنیای درک و فهم برگزیدگان و عامه و این نقش و کارکرد به نحو بارزی در توانمندسازی شهروندان،آموزش‌و حقوق شهروندی‌و به شیوه‌های‌مستقیم‌و غیرمستقیم‌می‌تواند انجام پذیرد.

 

شهروند و حقوق شهروندی
در این مقاله آنچه قرار است به وسیله رسانه‌ها در بستر فرهنگی جامعه تعمیق یافته و نهادینه شود فرهنگ شهروندی و حقوق شهروندی است. مرور برخی از تعاریف شهروند یعنی عضو اجتماع سیاسی بودن شهروندی صفتی عام است که همه اعضای اجتماع از آن بهره‌مند هستند.

 

شهروند اصل، تبعه عضو یک جامعه که به طور جمعی تابع دولت واحدی هستند.
نشان می‌دهد که شهروندی در یک تحلیل نهایی یک موقعیت اجتماعی است و هم چنین مهمترین مسأله مورد توجه در شهروندی همواره عبارت است از قدرت بخشی و تجهیز مردم در برابر محیط طبیعی و اجتماعی بوده است ولی شکل و محتوای این قدرت بخشی مطابق با زمینه‌های تاریخی و اجتماعی تغییر شکل یافته است.

 

حقوق شهروندی
حقوق شهروندی چیست و شامل چه نوع از حقوق می‌شود و اساساً چه تفاوتی با حقوق بشر که امروزه کالای هر بازاری شده است دارد. حقوق شهروندی حقوقی است برای اتباع کشور و در رابطه با مؤسسات عمومی مانند حقوق سیاسی، حقوق استخدام عمومی ـ حق انتخاب کردن و انتخاب شدن. حق گواهی دادن در مراجع رسمی، حق داوری و مصداق واقع شده بنابراین واژه مذکور اعم از حقوق سیاسی است.

 

حقوق مدنی یکی از اجزاء مجموعه حقوق سه گانه‌ای است که حقوق بشر و حقوق سیاسی نیز جزء آن هستند.

 

و مشخصاً حقوق مدنی به مسائل برابری مربوط می‌شود و هدف آنها تبلیغ شهروندی کامل برای همه شهروندی است.

 

شهروندی و حقوق شهروندی بعنوان یک ایده ذاتاً ارتباطی از جذابیت زیادی برخوردار است چرا که متضمن همکاری میان افراد و برای اداره زندگی‌شان می‌باشد.

 

حقوق شهروندی
حقوق شهروندی با فرضیه‌ی عرضه و تقاضای اجتماعی مرتبط است. طبق این فرضیه، هر انسانی به عنوان عضوی از جامعه، خدماتی ارایه می‌دهد و حق و حقوقی را نیز تقاضا دارد. در شرایطی که جامعه به صورت مدنی یا شهروندی است؛ یعنی همه‌ی اعضای جامعه متعلق به شبکه‌ی اجتماعی و شهری (مدنی) هستند، افراد به لحاظ اخلاقی یا انسانی، عرفی، شرعی و قانونی دارای حقوق لازم الاجرایی از سوی مسؤلان گرداننده‌ی جامعه‌ی مدنی هستند.

 

 

هر شهروند با توجه به جایگاه و پایگاه اجتماعی خویش در جامعه‌ی شهری دارای حقوقی است. بر مبنای تقسیم‌بندی مارشال، حقوق شهروندی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

 

ـ حقوق قانونی و مدنی
ـ حقوق سیاسی
ـ حقوق اجتماعی

 

هر فرد از آنجا که انسان و سپس عضوی از ملت است؛ دارای حقوق مدنی همچون حق انتخاب محل سکونت، حق مالکیت، حق بهره‌مندی از عدالت، آزادی بیان و عقیده، حق انتخاب ملیت خود و نظایر اینهاستت. از سوی دیگر، به عنوان عضو یک واحد سیاسی مشخص (دولت ـ ملت) دارای حقوق ساسی معنی بر مبنای قانون اساسی آن کشور ما نند حق عضویت در احزاب، حق شرکت در انتخابات و مشارکت سیاسی است و بدین ترتیب می‌تواند هویت سیاسی خود را شکل دهد و بالاخره هر فرد به عنوان عضوی از اجتماع دارای حقوق اجتماعی خاص خود مانند حق بهره‌مندی از حداقل امکانات رفاهی، امنیت، تأمین اجتماعی، حق داشتن شغل مناسب و مسکن است و هویت اجتماعی او در سایه‌ی بهره‌مندی از این حقوق و نیز مشارکت آزاد و داوطلبانه در نهادهای مدنی قوام می‌یابد.
حقوق اجتماعی شهروندی نسبت به دو حق دیگر دارای اهمیت خاصی، به خصوص برای جوامع مدرن و توسعه یافته‌ی غربی است. به طور کلی رابطه‌ی میان شهروندان و نظام‌های اقتصادی، سیاسی،‌ حقوقی و فرهنگی جامعه دو سویه است؛ به طوری که طرفین نسبت به هم دارای حقوق و وظایف متقابل هستند.

 

وظایف شهروندی
در قبال وظایف مدیریت شهری که در برگیرنده حقوق شهروندی نیز هستند؛ متقابلاً شهروندان در ارتباط با شهر و مدیریت شهری دارای وظایف و تکالیفی هستند که عمل به این وظایف و تکالیف در ارتباط دو سویه با حقوق آنها از مدیریت شهری باعث ارتقای فضیلت جامعه‌ی شهری، تأمین سعادت و ایمنی شهری می‌گردد.

 

به طور کلی وظایف شهروندان را می‌توان در چند مورد زیر خلاصه نمود:
۱ـ آشنایی با حق و حقوق خویش در جامعه‌ی شهری؛
۲ـ آشنایی با وظایف و تکالیف مدیریت شهری و توانائی‌ها و محدودیت‌های مدیریت شهری در اداره شهر و هماهنگ ساختن سطح توقعات خویش با این وظایف و امکانات؛
۳ـ پس از آشنایی با دو مقوله‌ی فوق، هر شهروند باید برای احقاق حق خویش و بالطبع بهبود وضعیت جامعه‌ی شهری خود اقدام و مدیریت شهری را وادار به انجام وظیفه و اعاده حق شهروندی خویش نماید؛
۴ـ تلاش برای مشارکت در اداره‌ی شهر
۵ـ تشویق و ترغیب همشهریان خود به مشارکت در امور شهر

 

ارتباطات، رسانه و حقوق شهروندی
بنابر آنچه مطرح شد، شهروندی نوعی موقعیت عضویت است که شامل مجموعه‌ای از حقوق، وظایف و تعهدات است و بر برابری، عدالت و استقلال دلالت دارد. تحول و ماهیت شهروندی را در هر زمان مفروضی می‌توان از طریق بررسی ابعاد به هم مرتبط بستر، گستره، محتوا و عمق آن درک نمود. یک احساس وافر شهروندی تنها هنگامی حاصل می‌شود که موانع زمینه‌ای فراروی اعمال آن شناسایی و رفع شوند. فرهنگ جمعی و میزان آگاهی شهروندان از حقوق و تکالیف خود یکی از مهمترین عوامل زمینه‌ای مذکور هستند. در این راستا ابزار ارتباطات و رسانه می‌تواند به عنوان اهرمی جهت رفع این موانع، مورد استفاده و بهره‌برداری قرار گیرد.

 

ارتباطات
کلمه‌ی ارتباطات (Communication) از لغت لاتین (Communicate) مشتق شده که این لغت خود در زبان لاتین به معنای ( To make common) یعنی عمومی کردن و یا به عبارت دیگر در معرض عموم قرار دادن است.

ارتباطات برخی از مفاهیم و تفکرات؛ معانی یا به عبارت بهتر پیام‌ها را به دیگران انتقال و یا میان عموم گسترش می‌دهد. ارتباطات فرآیند تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی است. ارتباطات فراگرد انتقال کدها و نشانه‌ها برای تداعی معناست.

 

از دید پرفسور «دین بارنلود» (Dean Barnlund) ارتباطات کلمه‌ای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است. پیام‌ها ممکن است از خارج شکل بگیرند؛ اما معانی در درون شکل می‌گیرند. در واقع، ارتباطات در برگیرنده‌ی انتقال معانی نیست. معانی انتقال‌پذیر و یا قابل انتقال نیستند. فقط پیام‌ها قابل انتقال‌اند و معانی در خود پیام نیست، بلکه معنی در استفاده کنندگان از پیام است.

 

آنچه همواره در یک فراگرد ارتباطی مورد توجه فرستندگان پیام است، ارتباط مؤثر و کارآمد است. ارتباطات زمانی کامل است که معنی و مفهومی که در ذهن فرستنده است و قصد دارد آن را ارسال کند (معنی مورد نظر یا منظور) با آنچه گیرنده از آن دریافت می‌کند و از خود نشان می‌دهد (یعنی مورد مشاهده یا شهود) یکی باشد.

( R = معنی مورد نظر فرستنده و S = معنی مشهود گیرنده)

 

بدیهی است که در هر فراگرد ارتباطی همه آنچه در ذهن فرستنده است به گیرنده منتقل می‌شود. لذا رابطه بدین گونه شکل خواهد یافت:

هر قدر حاصل رابطه‌ی فوق به طرف ۱ گرایش پیدا کند، ارتباط بهتر انجام گرفته است و تأثیر آن بیشتر است.

ارتباطات به سه دسته‌ی اساسی تقسیم می‌شود:
۱ـ ارتباط با خود: براساس این ارتباط هر یک از ما، ابتدا با خود ارتباط برقرار می‌سازیم و آن عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را درون خود انجام می‌دهیم که یک نوع ارتباط درونی است. ارتباط با خود در برگیرنده‌ی مشکلات درونی یا حل تعارضات درونی فرد است. این ارتباط علاوه بر برنامه‌ریزی برای آینده، عملکرد عاطفی و ارزیابی خود و دیگران و روابط میان خود و دیگران را مورد توجه قرار می‌دهد. ارتباط با خود، خود را مورد توجه و محور اصلی بحث و گفتگو قرار می‌دهد. این ارتباط کاملاً باید شناخته شود، زیرا مبنایی برای ارتباطات بعدی است. هر یک از ما به عنوان انسانی که در جامعه زندگی می‌کند و با انسان‌های دیگر سر و کار دارد و در شرایط متفاوت با آنها ارتباط برقرار می‌کند؛ به طور مداوم با خود در ارتباط است. ارتباط با خود عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره‌ی همه‌ی انسان‌هاست.

 

۲ـ ارتباط با دیگران: این ارتباط، فراگرد تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی بین یک شخص و انسان‌های دیگر (حداقل یک نفر دیگر) است. این ارتباط نیز مانند ارتباط با خود به دلایل گوناگون به وقوع می‌پیوندد. مواردی از قبیل: حل مسایل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی همانند نیاز تعلق به گروه و جمع و دوست داشتن و دوست داشته شدن. این ارتباط به صور مختلف در زندگی روزمره‌ی هر انسانی خود را نشان می‌دهد. در مصاحبه با گفتگو با مدیر مافوق، گفتگو با والدین، گفتگو با همکاران و نیز قرار گرفتن در گروه‌های شغلی و اجتماعی و تفریحی و ایجاد ارتباط با اعضای این گروه‌ها، همه و همه نشان دهنده‌ی ارتباط با دیگران است. پس از ارتباط با خود، ارتباط با دیگران به گونه‌ای جدی و برانگیزاننده برای هر انسانی مطرح می‌شود. ارتباط با دیگران در بیشتر موارد در شرایط رسمی برگزار می‌شود و شامل ارتباط «چهره به چهره» که خود از طریق کلامی و غیرکلامی انجام شدنی است.

 

۳ـ ارتباط جمعی یا عمومی: ارتباط جمعی، نوعی از ارتباط است که بر اساس آن فرد با تعداد کثیری از انسان های دیگر ارتباط برقرار می‌کند. این ارتباط فراگرد تفهیم و تفاهم تسهیم معنی با شمار کثیری از انسان‌های دیگر است. امروزه به این ارتباط توجه زیادی مبذول می‌شود. این ارتباط ویژگی‌های خود را دارد و بیشتر از طریق رسمیت، ساختار و برنامه‌ریزی خود قابل تشخیص است. ارتباط جمعی یا عمومی در اکثر موارد براساس هدف اطلاعات یا اقناع یا متقاعد سازی طرح‌ریزی می‌شود و شکل می‌گیرد. ولی علاوه بر این ها ممکن است هدف آن مشغول کردن و ایجاد وضعیت تفریحی برای دیگران باشد یا آنکه معرفی و خوش آمدگویی یا موارد دیگری باشد که مرتبط با جمع زیادی از انسان‌هاست.

 

رسانه‌ها ابزار ارتباطات جمعی
رسانه‌های همگانی؛ به خصوص رادیو، تلویزیون و مطبوعات با رسوخ سریع در میان جوامع، نقش همه‌گیری در جوامع به عهده دارند. در یک تقسیم‌بندی کلی رسانه‌ها عبارتند از: صدا و سیما، مطبوعات، شبکه‌ی اینترنت، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های سنتی هر جامعه مانند منبر

 

رسانه‌ها بسته به نوع خود، با گستردگی برد یا تأثیر خود و یا ترکیبی از آنها می‌توانند نقش مهمی در ساخت فرهنگی جمعی داشته باشند. چگونگی این نقش تابع شکل استفاده از آنهاست که مثبت یا منفی بودن عملکرد آنها را مشخص می‌سازد. یکی از عمده‌‌ترین نقش‌های رسانه تأثیری است که بر فرهنگ مردم می‌گذارد. پیش از همه‌گیر شدن ارتباطات از طریق رسانه‌های همگانی، مدرسه تنها مکان تعلیم و تربیت بود و معلم تنها سخنگو و شارح علم؛ کتاب نیز عمومی‌ترین وسیله‌ی اطلاع از دانش بشری به شمار می‌آمد. بعد از مدرسه، در مقام دوم، خانواده جای داشت که در آنجا نیز روابط محدود، حاکمیت اخلاقیات و فرمانبرداری و تمکین از بزرگان نقش اساسی داشت. اکنون رسانه‌های همگانی، به دلیل تنوع زیاد، در برگرفتن تمام اقشار جامعه، نفوذ در کوچک‌ترین واحدهای اجتماعی و قابل استفاده بودن در هر زمان، آن وضعیت پیشین را بر هم زده‌اند. در این میان، معارضه بین نهادهای اصلی آموزش و ارتباطات همگانی؛ به ویژه برای نوجوانان و جوانان حادتر شده است؛ زیرا آنچه جوان و نوجوان دیروز از طریق معلم و کتاب و با اتکا بر سنت‌های آموزشی یاد می‌گرفت، اکنون بدون همه این تمهیدات در اختیار دارد.ر در واقع، رسانه‌ها بسیاری از سلسله مراتب و فاصله‌ها را از میان برداشته‌اند و دسترسی به منابع اصلی را آسان‌تر کرده‌اند. این مهمترین خصلت رسانه‌هاست که می‌تواند آثار کاملاً مخرب یا کاملاً سازنده بر جای گذارد. میزان نفوذ وسایل ارتباط جمعی و گستردگی آنها باعث شده است که مفهومی به نام «فرهنگ جمعی» پدید آید و لایه‌های مختلف فرهنگ تحت تأثیر عمل این رسانه‌ها قرار گیرند. کم و کیف این تأثیرگذاری در جوامع مختلف، متفاوت است. اگر سیاست فرهنگی و استراتژی آموزشی مشخصی وجود داشته باشد، رسانه‌ها نه تنها می‌توانند در باروری فرهنگ جمعی نقش اساسی داشته باشند؛ بلکه بخصوص در کشورهای در حال توسعه، می‌توانند بسیاری از کمبودها را نیز جبران کنند و بر مشکلاتی چون فقر علمی، فقر فرهنگی و عدم آشنایی به حقوق و تکالیف شهروندی فائق آیند. در غیر اینصورت ناهمسویی رسانه‌ها با اهداف آموزشی سبب می‌شود که این هر دو محمل آموزش همدیگر را تضعیف یا نفی کنند و نتیجه‌ای جز هرج و مرج به بار نیاید.

 

کارکرد رسانه‌ها در عصر ارتباطات، بی‌شک در همه‌ی عرصه‌ها انکارناپذیر است. رسانه‌ها دارای طیف وسیعی از کارکردهای متنوع و مختلف هستند.

 

واقعیت این است که توسعه‌ی اقتصادی و فرهنگی مستلزم آموزش و آگاه سازی و آماده کردن افکار عمومی برای بهره‌برداری از امکانات مادی و معنوی است. در این میان نقش رسانه‌ها به عنوان یکی از پارامترهای مهم توسعه‌ی فرهنگی آشکار می‌شود. مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در یک جامعه دموکراتیک با کارکردهای خود از قبیل: اطلاع رسانی، آموزشی، تفریحی، سرگرمی و … به توسعه‌ی همه جانبه کمک می‌کند و توسعه‌ی کشور در یک رابطه‌ی دیالتیکی به رشد و توسعه‌ی مطبوعات یاری می‌رساند.

 

اطلاع رسانی و تبلیغات
اطلاع‌رسانی و تبلیغات از کارکردهای مهم و قابل توجه رسانه‌ها هستند که در مواردی دارای شباهت و تفاوت‌هایی هستند. تبلیغات با هدف تأثیر سیاسی و اقتصادی صورت می‌گیرد. هدف تبلیغات تولید رضایت است و در جامعه منجر به سکون می‌شود، مردم را مشارکت‌پذیر کرده و می‌توان گفت ایجاد کننده‌ی حالتی منفعلانه در جامعه است.

 

از سوی دیگر اطلاع‌رسانی با هدف تولید انتظار انجام می‌شود و در جامعه حرکت آفرین است و مدرم را مشارکت‌جو می‌کنند و بر خلاف تبلیغات دارای ماهیتی فعال است.

 

افکار عمومی
در تبیین مفهوم و معنای افکار عمومی تعاریف و برداشت‌های مختلفی ارایه شده است. گروهی آن را حالت احساسی یا عاطفی بارز یک ملت به حساب آورده‌اند؛ گروهی دیگر آن را تجلی گرایش‌های ذهنی مردم نسبت به یک امر مورد اختلاف خوانده‌اند؛ عده‌ای آن را مجموعه عقاید افرادی دانسته‌اند که میان آنها توافقی ایجاد شده باشد و بعضی نیز معتقدند که افکار عمومی مجموعه‌ای از مفاهیم، معتقدات، تصورات ذهنی، آمال و آرزوهای گوناگون و تعصبات قومی است که در شرایط زیست‌گروهی مردم یک جامعه بروز می‌کند.

 

تعاریف دیگری نیز از افکار عمومی ارایه شده است؛ از جمله اینکه افکار عمومی تجلی عمیق‌ترین خواست‌ها و نیازهای یک ملت است که ناشی از مجموعه تعبیرات و تفسیرات و ارزیابی و قضاوت مردم نسبت به حوادث و وقایع روز است و تعریف دیگر اینکه افکار عمومی مجموعه‌ای از باورها و انگاشت‌های افراد پیرامون یک محدوده‌ی زندگی در زمینه‌ی مسایلی است که برای آن افراد حائز اهمیت همگانی است. با توجه به مفاهیم و تعاریفی که به عنوان نمونه از افکار عمومی ارایه شد و دقت نظر در هر یک از آنها، این نتیجه حاصل می‌گردد که افکار عمومی یک نیرو و برآیند اجتماعی است که دارای قدرت و حرکت است و به مثابه‌ی یک حکم قوی و محکمه‌ای است که هر چند قدرت اجرایی ندارد، اما نمی‌توان به احکام صادر شده از این مرجع بی‌اعتنا بود و به همین دلیل نقش و اهمیت آن بیشتر جلوه می‌نماید و ضرورت دقت و بازنگری مجدد و مکرر و همیشگی نسبت به آن را باز می‌نمایاند.

 

رسانه‌ها و افکار عمومی
به همان اندازه که شناخت مفهوم و اهمیت افکار عمومی باید مورد توجه به دقت نظر منطقی و اصولی و مستمر قرار گیرد، آشنایی با عوامل تشکیل دهنده یا به عبارت دیگر عوامل موثر در شکل‌گیری و تجلی این پدیده نیز مهم، راهگشا و قابل توجه است. رسانه‌ها از مهمترین عوامل تشکیل دهنده‌ی افکار عمومی هستند و امروزه در کشورها و جوامعی که توسعه یافته‌ نامیده می‌شوند و از نظر کمی و کیفی، وسایل ارتباط جمعی و تعداد افراد باسواد در آنها در سطح بالا و چشمگیر است، افکار عمومی پویا، بیدار و آگاه و اثرگذار نیز وجود دارد و در حقیقت می‌توان اذعان داشت که در دنیای امروز، افکار عمومی پیدایش، رشد و توسعه‌ی خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است. در میان وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات در صف اول عوامل شکل دهنده افکار عمومی قرار دارند؛ زیرا به دلایل گوناگون از جمله ماندگار بودن و در هر لحظه و برهه از زمان در دستر بودن و همچنین قیمت ارزان و تنوع مطالب و محتوا، تمام گروه‌ها و طبقات مختلف مردم را مخاطب قرار می‌دهند و در نتیجه در سطح وسیع و گسترده بر افکار عمومی اثر می‌گذارند. از سوی دیگر، اعتماد و اطمینان مردم در اغلب موارد نسبت به مطبوعات بیشتر از سایر رسانه‌های جمعی است و حاصل این ارتباط دو سویه بین مردم و مطبوعات، تنویر و تشکیل افکار عمومی است.

 

افکار عمومی فقط جنبه‌ی ملی و داخلی ندارد. امروزه به واسطه‌ی ارتباط کشورها و فرهنگ ها با یکدیگر و کوتاهی عرصه‌ی دنیا بر اثر سرعت پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و راه‌های ارتباطی و وسایل نقلیه مدرن، که بازار وسیعی برای مبادله‌ی افکار و عقاید و همچنین مبادله‌ی کالاها و خدمات به وجود آورده است و نیز گسترش نهادهای آموزشی و افزایش تعداد باسوادان، نوعی افکار عمومی جهانی و بین‌المللی پدید آمده است که بر افکار عمومی ملی هم تأثیر می‌گذارد. نشریه‌هایی که در سایر کشورها و جوامع به جز محل انتشار خود هم منتشر می‌شوند، در شکل‌گیری افکار عمومی جهانی نقش و اهمیت به سزایی دارند. مطبوعات قادرند که به آسانی مطالب و محتویات خود را در افکار نشر دهند.

 

رسانه ها در عین حال که عامل ایجاد و حرکت افکار عمومی هستند؛ در بعضی از موارد باعث رکود و سکون آن نیز می‌شوند و به این جهت هم در حکومت‌های مردمی و هم در حکومت‌های دیکتاتوری و تحمیلی به مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی اهمیت فوق‌العاده داده می‌شود و در هر دو نوع این حکومت‌ها، مطبوعات از ویژگی‌ و جایگاهی خاص برخوردارند.

 

نقش‌های گوناگون رسانه‌ها

 

در زمینه‌ی نقش‌های گوناگون رسانه‌ها می‌توان گفت که:

 

ـ رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در تشکیل افکار عمومی دارند؛ زیرا ارتباط بین توده‌ی مردم و رهبران سیاسی و همچنین خبرگان اقتصادی جامعه را فراهم می‌سازند.

 

ـ از طریق رسانه‌ها، افکار عمومی تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گیرد و در مواردی، قالب فکری از پیش تعیین شده‌ای به وجود می‌آید که همواره و به طور مستمر مورد توجه مؤسسات تجاری و بازرگانی و جمعیت‌های سیاسی و احزاب و جناح‌هاست. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که در بعضی از موارد تبلیغات نمی‌تواند در یک جامعه‌ی فهیم و دارای معیارها و اصول منطقی و ریشه‌دار اثرگذار باشد.
ـ از آنجا که رسانه‌ها افق‌ها را وسیع می‌سازند؛ دیدگاه‌ها و جهان‌نگری‌ها را وسعت می‌بخشند؛ استعدادها را شکوفا می‌نمایند؛ مردم را سرگرم می‌کنند؛ فزون‌خواهی را در میان مردم رواج می‌دهند؛ بنابراین همکاری و مشارکت را در بین مردم ایجاد می‌کنند.

 

ـ رسانه‌ها به مردم کشورهای مختلف، به ویژه مردم کشورهای در حال رشد کمک می‌کنند تا با طرز زندگی مردم سایر مناطق دنیا آشنا شوند و به زندگی خود با دید و برداشتی عمیق و نو بنگرند و در آنان حس مقایسه و کنجکاوی به وجود آید. در نتیجه موجب بروز تغییر و تحولاتی در میان جوامع می‌شوند.

 

ـ از طریق رسانه‌ها می‌توان نوعی همدردی و هم‌فکری و یکسانی و یکدلی در میان مردم جهان به وجود آورد.

 

ـ رسانه‌ها با اینکه در زمان واحد به گروه‌های متعدد مردم با نگرش‌ها و طرز تلقی‌های گوناگون می‌رسند؛ به هر حال تأثیرشان بر اذهان مخاطبان یعنی مردم انکارناپذیر است و این به واسطه‌ی تأثیر پی در پی و مداوم آنهاست که مجال تفکر و اندیشه بیشتر را باقی می‌گذارند و طبیعتاً اثر و نقش مهم و مؤثر و دگرگون‌ساز دارند.

 

ـ رسانه‌ها در ایجاد ارزش‌های جدید نقش و اهمیت به سزا دارند و گاهی نفی کننده‌ی ارزش‌های قدیمی هستند که این مسئله بستگی به عوامل و عناصر بسیاری مثل میزان پایبندی به اعتقادات، آداب و رسوم و سنن در بین مردم و شرایط و اوضاع و احوال و موقعیت اجتماعی و به طور کلی فرهنگ قومی و ملی دارد.

 

ـ رسانه‌ها در مواردی می‌توانند آگاه کننده‌ی سیاستمداران از چگونگی وضعیت افکار عمومی یک کشور باشند.

 

تیجه‌گیری:
رسانه‌های ارتباط جمعی بمثابه زیر مجموعه‌های نهاد ارتباط جمعی در نظام اجتماعی دارای کارکرد خاص و معین است. جلب کارکرد مثبت آنها بر مبنای نظام ارزشی غالب و در ارتباط سازمان یافته با دیگر نهادهای اجتماعی می‌تواند در حمایت از فرایند توسعه نظام اجتماعی و تحکیم اقتدار ساختاری آن نقش اساسی و فعالی را ایفا نماید. کارکرد مطلوب رسانه‌ها نیازمند انطباق فعال و پویای آنها با واقعیت نظام اجتماعی است تا بتواند براساس دیدگاه نظری روشن آن را به سمت آرمانهای نظام منتقل نماید. مسلماً در این انتقال کارکرد هماهنگ دیگر نهادهای اجتماعی ضرورت دارد که دیدگاه نظری این وظیفه و رسالت مهم را عهده‌‌دار است.

 

می‌توان پیش نیاز تحکیم حقوق شهروندی در جامعه به وسیله رسانه‌ها را ارایه آگاهی‌های عمومی و توجیه و جهت‌دهی افکار عمومی در جهت افزایش ادراک توده مردم نسبت به حقوق و تکالیف خود دانست. و مطابق آنچه ارائه شد. تسلط رسانه‌ها، وسایل ارتباط جمعی بویژه مطبوعات بر افکار عمومی واقعیتی انکارناپذیر است بنابراین رسانه‌ها می‌توانند با استفاده از کارکردها و نقش‌های متنوع خود نسبت به آموزش ـ آگاه سازی و آماده نمودن افکار عمومی و ایجاد فرهنگ مطالبه حقوق شهروندی از حاکمان در جهت تحکیم آن گام بردارند.

Print Friendly, PDF & Email
این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp


مطالب مرتبط
مدیر سایتمدیر سایت روابط عمومی , جامعه مجازی , جامعه مجازی روابط عمومی , ارتباطات , فضای مجازی , سازمان , کسب و کار , رسانه , رسانه مجازی , شبکه های اجتماعی , فنآوری , فن آوری , کانال تلگرام روابط عمومی تمام مطالب این نویسنده

design design

Advert (1)

download

Advert (1) Advert (2)Advert (4)

logo-samandehi
نماد اعتماد درگاه pay.ir

آمار بازدید:

بازدید امروز: 1045 بازدید

بازدید دیروز: 1037 بازدید

بازدید کل : 302313 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر

...